محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

459

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

مطابق به قانون عدالت گسترى و موافق بدستور رعيت پرورى صورت انتظام پذيرفت . در خلال اين احوال ، يكى از برادران نواب ركن السلطنهء فرهاد خان ، از جانب دار الارشاد اردبيل بدرگاه شهريار جهان مدار رسيده پيغامى چند از زبان نواب مشار اليه و خبر آمدن ايلچى از جانب روم بعرض رسانيد و بعد از چند روز نواب كامياب ، در منتصف بهمن ماه جلالى ، به تأييد لا يزالى از دار السلطنهء اصفهان رايت نهضت بجانب اردستان برافراخت و دو روز در آن بلده اقامت فرموده « 1 » از آنجا شكاركنان سايه عبور بر قصبهء نطنز انداخت و در حين وصول ، در اثناى اشتغال به امر شكار ، بازى كه پادشاه سرافراز به آن باز كمال توجه داشت ، و از وضع جلدى و سبك پروازى او بغايت مشعوف بوده نظر بتربيت و حمايت بر حال او مىگماشت شاهبازى كه هنگام شكار ، شاهين تيز بال فلك از سهم چنگال او كبوتروار سراسيمه بودى و عقاب بلند پرواز سپهر از بيم منقار خونخوار او در پناه آشيانهء نسرين چرخ اقامت نمودى . بدشتى كه كردند او را رها * پرنده نماندى به روى هوا چو بر طبلك باز خورى دوال * در اصناف مرغان فتادى زوال به صيد كبوتر بر اوج زحل * سبكتر رسيدى ز پيك اجل و گر كبكى از بيم چنگال او * بچاهى فتادى ز دنبال او شدى در تك چه ز روى شتاب * امانش ندادى در آن چاه آب و اين باز ، از ساير بازها ممتاز بود به حيثيتى چند ، و با كمال چستى و چالاكى موسوم بود به باز لوند . اتفاقا در هنگام شكار ، كه [ 253 ] اين باز كبكى چند گرفته و قصد ديگرى كرد و كبك بيچاره از بيم چنگال باز سراسيمه حال خود را بچاهى انداخت و

--> ( 1 ) - م : نموده